چرا حالا كه متولد شدم مثل هر جنبنده اي از گذشته جدا نمي شوم و بازهم در خونابه هاي گذشته تنفس ميكنم ؟
مگر نه اينكه من متولد شده ام ؟ چرا بند ناف گذشته مرا از من جدا نمي كنند تا بروم و بروم و همچنان اسيرم ميكنيد؟
من بدنيا آمدم تا آزاد باشم نه اينكه در امتداد زنجير باشم و در حلقه هاي غل



